تبليغاتX
شلم شوربا

About Blog

سلام من تارا هستم.به من زودبه زود سر بزنين و اگه نظري هم داشتين بدين.مرسي دوستاي عزيز.

صفحه نخست
اي ميلم
قديميا


Archive

مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386


Links

زيباترين عكس ها
اين بچه سوسول
تففففففففففففريحي
بيا تو الاف
وبلاگ حوريه ي عزيز -مهدي سلوكي
((($@بیا تو همه چیز هست@$)))
گوگولی مگولی جونم
سايه و رفقاي مترسكي گلم
نيلو جونم (ليمو بانو)
عاشقان شادمهر(وبلاگ ميلاد جونم)
آيدا جونم(مهديييييييييي جان )
بيا تو نترس (بلاگ سرسخت جونم )
سارا جونم ..(هر چي دلم بخواد)..
ghajarboys
عاشق ترين عاشقان
جوك باحال
.: قالب ساز:.
يار خوش
بهترين عكس ها ي شادمهري
زنان كليدي
زوم 7
دختر تنها
يك سپيدار
غم و شادي
بني آدم اعضاي يكديگرند
بهت
خاطرات يك عاشق خسته قبل از خودكشي
پونه
مد
گوگل
رضايا
دياكو
سوفيا خانوم (طنز و طنز بهترين طنز)
بازيگران ايراني
دختر پاييز
لحظه هاي زندگي
پسران شاد ايروني
انجمن فيزيكدانان جوان
ساناز و توت فرنگيش
سلطان قلبها
آسمان
بدو رپ
گروه بلوتوث باز مترو تهران
زيبايي براي همه
دختران ضد پسر
نوشته هاي سارا
جوجه حنايي
سپهر
خاطرات يك راننده ي كاميون !
عشق بي معني ((دوستاي عزيزم سارينا و ميديا ))
جنگ نداريم ((ضد پسر و دختر ))
واي...چه دختري !
سياوش خيرابي ((عشق خودمه !))
جنبه داشته باشيم (محسن طيب )
مسعود ده نمكي


Daily Links

آرشيو پيوندهاي روزانه


Category

 


Template By

www.TakTemp.Com
عسل ح - نازنين

سلام بر همه ي دوستاي گلللللللاول از همه مرسي براي دياكو كه دنظر هاي وبلاگ جديدمو افتتاح كرد.براي عكس ها باشه سعي مي كنم ولي يه كم بايد صبر كنين چون بايد اول خوب ياد بگيرم بعد بذارم.بازم نظر بذار عقده اي نشم !
نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386 ساعت 21:35  توسط تارا خانومي  | 

سلام دوستاي خوبم اينم از مطالب جديد مرسي از نظراتون
نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386 ساعت 22:34  توسط تارا خانومي  | 

پسرها:

۱- با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک.

۲- کارت رو داخل دستگاه ميذارن.

۳- کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن.

۴- پول و کارت رو ميگيرن و ميرن.

دخترها:

۱- با ماشين ميرن دم بانک.

۲- در آينه آرايششون رو چک ميکنن.

۳- به خودشون عطر ميزنن.

۴- احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن.

۵- در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن.

۶- در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن.

۷- بلاخره ماشين رو پارک ميکنن.

۸- توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن.

۹- کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه.

۱۰- کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون.

۱۱- دنبال کارت عابربانکشون ميگردن.

۱۲- کارت رو وارد دستگاه ميکنن.

۱۳- توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن.

۱۴- کد رمز رو وارد ميکنن.

۱۵- ۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن

۱۶- کنسل ميکنن.

۱۷- دوباره کد رمز رو ميزنن.

۱۸- کنسل ميکنن.

۱۹- دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه.

۲۰- مبلغ درخواستی رو ميزنن.

۲۱- دستگاه ارور (خطا) ميده.

۲۲- مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن.

۲۳- دستگاه ارور (خطا) ميده.

۲۴- بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن.

۲۵- انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن.

۲۶- پول رو ميگيرن.

۲۷- برميگردن به ماشين.

۲۸- آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن.

۲۹- توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن.

۳۰- استارت ميزنن.

۳۱- پنجاه متر ميرن جلو.

۳۲- ماشين رو نگه ميدارن.

۳۳- دوباره برميگردن جلوی بانک.

۳۴- از ماشين پياده ميشن.

۳۵- کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمی‌ذار برای آدم)

۳۶- سوار ماشين ميشن.

۳۷- کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده.

۳۸- آرايششون رو توی آينه چک ميکنن.

۳۹- احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن.

۴۰- مندازن توی خيابون اشتباه.

۴۱- برميگردن.

۴۲- ميندازن توی خيابون درست.

۴۳- پنج کيلومتر ميرن جلو.

۴۴- ترمز دستی رو آزاد ميکنن )ميگم چرا انقدر يواش ميره)

نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386 ساعت 22:33  توسط تارا خانومي  | 

مشخصات يك پسر خوب

ü يک پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد !

ü يه پسر خوب کمتر با اين جمله مواجه ميشود : مشترک گرامي دسترسي شما به اين سايت مقدور نمي باشد !

ü يه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره !

ü يه پسر خوب عکس الکسندروگراهام بل رو قاب نميکنه بزنه تو اتاقش !

ü يك پسر خوب پشت چراغ قرمز با ديدن يه خانم رديف چشماش مثه چراغهاي فولکس نميزنه بيرون !

ü يه پسر خوب روزي چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرسته !

ü يه پسر خوب سر کلاس تا شعاع ۳ متريِ هيچ خانمي نميشينه !

ü يه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده!

ü يه پسر خوب هيچ وقت پاي تلفن از اين کلمات استفاده نميکنه:”ساعت چند” “کي مياي” “کجا” “دير نکني يا !

ü يه پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ در هيچ نقطه از صورتش مشاهده نميشه !

ü يک پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از ۱ به ۴ ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند !

ü يک پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده اي بازي بر نمي آيد!

ü يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشي نميکشد!

ü يک پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي بازي در نمي آورد!

ü يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري خيابانهاي شهر را متر نميکند!

ü يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود!

ü يک پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند!

ü يک پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبويی شده و چشمش را به آسفالت ميدزود !

ü يک پسر خوب روزي ۱۰ بارهوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند !

ü يک پسر خوب بيشتر از ۵ دقيقه در دستشوئي نميماند ! (نکته کنکوري)

ü يک پسر خوب ۵ ساعت در حمام آهنگ جواد يساري نخوانده وبراي همسايگان آلودگي صوتي ايجاد نميکند !

ü يک پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوي و برزن عرعر عشق نکرده و آبروي خانوادگي خود را نميبرد !

ü يک پسر خوب با دوستاني که مشکوک به چت و لا ابالي گري هستند معاشرت نميکند !

ü يک پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر ۱۰۰۰ سالگي خود باشد !

ü يک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار ميکند و به هر کس که ميرسد نميگويد که بجاي قلي به او رامتين و آرش و … بگويند !

ü يک پسر خوب در اثر ديدن افراد غرب زده جو گير نشده و لحاف کرسيه قرمز خال خال يشمي را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو خود را جر نميدهد !

ü يک پسر خوب سر سفره دست به چيزي نمي زند تا همه سيرو پر از سر سفره بلند شوند و بعد شروع به غذا خوردن مي نمايد !

ü يک پسر خوب تقاضاي وسايل نا مربوطي از قبيل موبايل را از خانواده ندارد !

ü يک پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فورا با پليس ۱۱۰ تماس حاصل مي کند !

ü يک پسر خوب براي احياي حقوق خود از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکيک مانند خر و الاغ به کار نميبرد !

ü يک پسر خوب از معاشرت با دوستان بسيار خودماني که عادت به بيان شوخي هاي نا مربوط از قبيل حراج لفظي عمه و همچين خواهر مادر هستند امتناع ميکند !

ü يک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالي به ۱۲ ماه دهانش بوي تلفن نميدهد !

ü يک پسر خوب هر صدايي از قبيل قار و قور شکم اهل خانه را با صداي تلفن اشتباه نگرفته و۱ متر به بالا نميپرد !

ü يک پسر خوب براي بيرون رفتن از خانه ۱ ساعت جلوي آئينه نايستاده و بزک نميکند !

ü يک پسر خوب در جشنهاي فاميلي جو گير نشده و نميرقصد تا ابروي کل خاندان رابر باد دهد !

ü يک پسر خوب در مهماني هاي خانوادگي نوشیدني هاي غير مجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت نامه رسمي و کتبي پدر محترم استعمال ميکند !

ü يک پسر خوب هر زمان که عشقش کشيد با زير شلواري کردي چين پيليسه دار و يا شرت مامان دوز و رکابي همانند قورباغه به وسط کوچه نميپرد !

ü يک پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهري و برون شهري هر کجا که دختر خانم يا خانمي را در رده سني ۱۵ تا ۲۵ سال ديد سوار کرده و به مقصد مي رساند !

نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386 ساعت 22:30  توسط تارا خانومي  | 

اینم از اینم مطالب امیدوارم خوشتون اومده باشه

 

| | || | || | | |||
| | ||| | | ||
| || | | | || | | ||


با سلام؛
لطفا یک خط اضافه کرده و برای دوستانتان SEND کنید.
با تشکر فراوان
طرح سرشماری (استان اردبیل)

 

فناوري نيروي هسته اي و پيروزي غرور آفرين دانشمندان توانمند ايراني در زمينه بهره برداري صلح آميز از انرژي هسته اي رو بي خيال.... خودت چطوري؟؟

 

يه بچه‌هه سر ميز صبحونه، هي داشته با تعجب به پدربزرگ پير و پولدار و خسيسش نگاه مي‌كرده! يه كم كه ميگذره بابابزرگه خسته مي‌شه و مي‌گه: چي شده نوه‌ي عزيزم؟ چرا به من زل زدي؟
بچه‌هه مي‌گه: بابا بزرگييييي، دارم مي‌گردم ببينم برچسب تاريخ و قيمتت رو كجا زدن!
بابابزرگه گيج مي‌زنه و مي‌گه: عزيزم متوجه نشدم، برچسب قيمت و تاريخ چيه ديگه؟
بچه‌هه مي‌گه: آخه بابايي ديشب به ماماني مي‌گفت كه هر وقت تاريخ مصرف اين پيري تموم بشه، انشاالله پرايدمونو با بي ام و عوض مي‌كنيم!

 

رشت زلزله مياد، رشتيه ميره بالاي سر جنازه زنش وميگه فقط ديوار روت نخوابيده بود كه اونم خوابيد!!!!

 

از امشب دیگه نرگس نمی ده ...
اما ناراحت نباش زهرا میاد بجاش می ده

 

يکي دلش به حال ماهي ميسوزه،يکي دلش به حال ماهيگير ميسوزه...

اما هيچکس دلش واسه تو که سر قلاب بسته شدي نميسوزه!!!

برو بالا

.


بالا تر


.


تو هنوز فرق بالا و پايين رو نمي دوني ؟؟ تمرين کن فردا چپ و راست رو مي پرسم

 

آهنگ جديد بنيامين : شرکت..... خلوت ........ دفتر ....... منشي ........خوشکل ..........تنها ........... نمياي ؟... نمياي ؟...... نمي خواي ؟

 

ها ها من مسیج نبیدم من صدای وجدان موبایلت بیدم میخواستم منو از جیبت بیرون ویاری تا هوابخورم

تركه با احساسات دوست دخترش بازي مي كنه 3 بر 1 شكست مي خوره

 

الآن توی اخبار شنیدم یه میمون توی تصادف کشته شده. خیلی نگرانتم. یه اس ام اس بفرست تا بدونم سالمی!!!

 

قزوینیه عروسی میکنه توی کارت عروسیش می نویسه:
آوردن اطفال الزامیست!!!!!!!!!!!!!

 

از پسره می پرسن نظرت راجع به سربازی چیه ؟ میگه : هر چی باشه از ۴۰ سال پریود شدن که بهتره

 

شباهت بلال و خيار چيست؟ هيچكدامشان در «تايتانيك» بازي نكردند

 

يه تهراني ميره مکه پرده کعبه رو ميگيره توبه ميکنه که خدا من توبه ميکنم ديگه براي ترک ها جوک نمي سازم من رو ببخش بعد از اون ور يه ترکه مياد ميگه ببخشيد آقا قبله از کدام طرفه ؟!؟ بعد تهراني ميگه: خدا ببين خودش گير ميده

و آن هنگام كه ابراهيم از بردين سر اسماعيل منصرف شد اسماعيل از پدر پرسيد: پدر حالا چه كنم؟

و ابراهيم پاسخ داد : مربا بده بابا!!!

 

به تركه ميگن: پاهات ترك خورده، جوراب بپوش تا خوب بشه. ميگه: برو بابا، 20 ساله شورت مي‌پوشم، هنوز ترك باسنم خوب نشده!

 

به ترکه ميگن: نظرت راجع به گران شدن بنزين چيه؟ تركه ميگه: براي ما که فرقي نميکنه، ما همون 1000تومن بنزين رو ميزنيم

 

به تركه ميگن: اسهال رو تعريف كن! ميگه: خلاصه بگم، بخواي باد صدادار بدي، مدفوع كردي

 

به تركه ميگن: با جام جهاني جمله بساز، ميگه: پس انرژي هسته‌اي رو بي‌خيال ديگه؟

 

از ترکه می پرسن کار ترمز ABS چیه می گه هیچی سر پیچ ها کار حضرت عباس رو می کنه

 

شعار مردم تبريز در مورد کاريکاتور روزنامه ي ايران در تظاهرات:واي از آن روز که بفهميم چه شد!!

 

به تركه ميگن چي شد كه زن گرفتي؟ ميگه راستش ما ديديم تو زندگي هيچي نشديم، گفتيم لااقل داماد بشيم

 

تركه مسجد ميسازه، كسي مسجدش نميره. براي جلب توجه مردم سر در مسجدش ميزنه نماز صبح يك ركعت بدون وضو

 

یه روز یه کتاب جک پاره می شه از توش ۱۰۰۰۰۰۰ تا ترک می ریزه بیرون

 

ترکه اکس می خوره نفر اول المپیاد فیزیک می شه

 

به ترکه ميگن "تور" را تعريف كن؟

 

ميگه: تور مجموعه سوراخهايي هستند كه با طناب به هم وصل شده‌اند

 

چراغ دستشویی ترکه خاموش میشه. ترکه میگه : اَه بازم باید از حفظ برینم

 

در پي باخت تيم ايران و جريحه دار شدن امت هميشه در صحنه نام ميوه پرتقال به نارنگي محمدي تغيير کرد

 

قرار شده كه افراد نيكوكار يكي از استانها، سند بزارن و هر طور كه شده «علي آقا» رو از تيم ملي در بيارن!

 

جام جهاني 2244 ، بازي ايران و جزایر مائو مائو ............. ضربه‌ي راه دور مهاجم ايران که با سرعت راهي دروازه‌ي حريف بود با برخورد به تابوت علی دایي به اوت رفت!

 

اون چيه که درازه............ آويزونه.......... تف هم ميکنه؟ . . . . . آفرين. علی دايي!!

 

تییییییییییش.......تییییییییییش..........دی دی دیدن دین دین.....دین دی دین دیدین دین دیدین......دی دی دی دین دیدین( چیه نتونستی بخونی؟؟ آهنگ فوتبالیستها بود دیگه...!!!)

 

سلام به همهي بروبچ جوك خون... براي اولين پست چند تا جوك باحال داريم... فك كنم خوشتون بياد

حالشو ببرين

 

به احمدی نژاد میگن نظرت درباره شهدا چیه میزنه زیر خنده میگن چرا میخندی میگه احمدی نژاد داره گریه میکنه..!!

 

رشتيه در خونش تابلو زده بود ورود افراد زير 18 سال ممنوع گفتن اين چيه گفت آووو ناموسه بچه بازي که نيست

 

رشتیه کتاب مینویسه تموم که میشه صفحه اولش می نویسه:تقدیم به پدرم که بهترین دوست بابام بود!

 

تنها يادگاري (( ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ )) اين آخرين چيزيه که از تو برام مونده، جاي پاهات رو ديوار اطاقم، يادت به خير، عجب مارمولکي بودي

 

آخرين فيلم در حال ساخت سينماي ايران : زندگي پيامبران با حضور افتخاري علي دايي در نقش حضرت نوح

 

سوال بينش كنكور امسال: چه کسي ميتواند دايي را تعويض کند؟ 1- خداوند 2- رهبر 3- اراده ملت 4- هيچکدام

 

طبق آخرين خبر شماعي زاده گفته در صورت رفتن علي دائي و ميرزاپور از تيم ملي حاضره گيتارشو بده اونا ببرن

 

رشتی را پاس بداریم: -------- كفش : نفربر، دمپایی : منبر، ماشین : مراكش ، آینه : من درش پیدا، شیشه : اونورش پیدا، حمام : پاكستان، دوش: آب چرخ كن ، چنگال : یكی بود یكی نبود، بادمجان: خيار عزادار ، كشتی : تش خیس ، قایق : كفتر، ویلن : میره و میاد خوشم میاد، مگس : پرویز ، خرمگس: سيد پرويز ، مادر: رسواي عالم ، پدر: معماي ناشناخته

 

جذر عدد 4569876532رو بگیر و عدد 1 رو به اون اضافه کن و تقسیم بر 3 کن و نتیجه رو ضربدر 2 کن و عدد بدست امده رو واسه اسکول بعدی بفرست

 

بی اسام اس نشی
.
.
.
.
.

.
.
.
بلند صلوات بفرست

 

اين اس ام اس رو فرستادم فقط براي اينکه مشغول باشي و دست تو دماغت
نکني !!!

 

پسره خوب تنهايی ميره سينما - 2. يه پسره خوب بعد از تک زنگ سراغه تلفن نميره - 3. يه پسره خوب وقته برگشتن به خونه ماشينش بوي اُدکلنه زنونه نميده- 4. يه پسره خوب تو کلاسّه دانشگاه تا شعاع 3 متري هيچ خانومی نميشينه - 5. يه پسره خوب پس از اتمام صحبت گوشی تلفنو بوس نميکنه - 6. يه پسره خوب وقتی مياد خونه قرمزيه رُژه لب رو صورتش ديده نميشه – 7..يه پسره خوب بعد از سوار کردن يه خوانوم خوشگل باهاش حرف نميزنه

 

به اندازه تخم چشم موش کور دوستت دارم

 

و خداوند عشق را افريد...........تا 110 بي کار نباشه

 

به ترکه میگن اگه یه روز تو دریا یه کوسه دنبالت کنه چیکار میکنی ؟ میگه میرم بالای درخت بهش میگن آخه اونجا که درخت نیست! ترکه داد میزنه میگه مجبورم میفهمی؟؟؟؟؟!!!!!

 

ترکه اکس میزنه میره تو خیابون یه خره رو میبینه که داره از روبرو میاد با خودش میگه چه توهمی هم دارم میرم هم دارم میام

 

ترکه به يه دختر ميگه اسمت چيه؟ دختره بهش ميگه "شراره" ولی بچه ها صدام ميکنن شراب. ترکه میخواد یعنی کلاس بذاره ميگه اسمه منم علي اصغره بچه ها صدام ميکنن عرق سگی!!!

 

قزوينيه ميفته زندان : مي‌گن : بچه بود؟ مي‌گه : نه مي‌گن :زن بود؟ مي‌گه : نه مي‌گن : مرد بود ؟ مي‌گه : نه بابا ، جرم من سياسيه مي‌گن : هووووووووووووو ، يعني رهبرو

 

 

تركه چهارشنبه سوري با واجبــــي نارنجك درست ميكه، ميگن اين چيه؟
ميگه:مي‌خوام وقتي تركيد پشـــــــماي همه بريزه

 

تركه روي هر لپ كونش عكس يه آخوند ميكشه ميگيرنش به جرم انداختن شكاف بيت روحانيت
اعدامش ميكنن

نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386 ساعت 22:25  توسط تارا خانومي  | 

سلام به همه ی دوستای گلم ببخشین اینقد دیر به دیر آپ می کنم.جبران می کنم از این به بعد.فک کنم از مطالب }دیدم خ>شت>ن بیاد .به هر حال خوشحال میشم سر بزنین و نظر بدین .بای دوستان عزیز 
نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386 ساعت 22:8  توسط تارا خانومي  | 

اینو حتما بخو نید باحاله

<نام و نام خانوادگی : کاظم ترک زاده تبریزی> <کلاس : دبستان>

موضوع انشا: سال گذشته را چگونه گذرانديد؟

قلم بر قلب سفيد كاغذ مي گذارم و فشار مي دهم تا انشاء ام آغاز شود. سال گذشته
سال بسيار خوبي و پر بركتي مي باشد. سال گذشته پسر خاله ام زير تريلي ۱۸ چـــرخ
رفـت و له گـــــــشت و ما در مجلس ترحيمش شركت كرديم و خيلي ميوه و خرما و حلوا
خورديم و خيلي خوش گذشت. ما خيلي خاك بازي كرديم. من هر چي گشـــــــــــــــــتم
پــــسرخاله ام را پيــدا نكردم. در آن روز پدرم مرا با بيل زد، بدون بي دليل! من در پارسال
خـــيلي درس خواندم ولي نتـــوانستم قبول شوم و من را از مدرسه به بيرون پرت كردند.
پدرم من را به مكانيكي فرستاد تا كـــــــــــار كـنم و اوســــــتاي من هر روز من را با زنجير
چرخ مي زد و گاهي موقع ها كه خيلي عصباني مي شد من را به زمين مي بست و دو
سه بار با ماشين يكي از مشتري ها از روي من رد مي شد. من خيلي در كارهاي خانه
به مـادرم كمك مي كنم. مادرم من را در سال گذشته خيلي دوست مي داشت و من را
خيلي ماچ مي كند ولي پدرم خيلي حسود است و من را لاي در آشـپزحانه مي گذاشت.
درســــــال گذشته شوهر خواهرم و خواهرم خيلي از هم طلاق گرفتند و خواهرم بسيار
حــــامله است و پدرم مـــــي گويد يا پسر است يا دوقلو، ولي من چيزي نمي گويم چون
مي دانم كه بچه اي به اين انـــدازه از هيچ كجاي خواهرم در نخواهد آمد! در سال گذشته
مـا به مسافرت رفتيم و با قطار رفتيم. مــن در كوپه بسيار پدرم را عصباني كردم و او براي
تنبيه من را روي تخت خواباند و تخت را محكـــم بست و من تا صبح همان گونه خوابيدم!
پدرم در سال گذشته خيلي سيگار مي كشد و مادرم خيلي ناراحت است و هــــــــي به
من ميگويد: كپي اوغلي، ولي من نمي دانم چرا وقتي مادرم بّّّّپدرم عصـباني مي شود! در سال گذشته ما به عـــيد ديدني رفتيم و من حدودا خيـــــلي
عيدي جـمع كرده ام، ولي پدرم همه آن ها را از من گرفت و آنتن مـــــــاهواره اي خريد كه
بسيار بــد آموزي دارد و من نگاه نمي كنم و پدرم از صبح تا شب شوهاي بي نــاموسي
نگاه مي كند و بشكن مي زند.
پــــــدرم در سال گذشته رژيم گرفته است و هر شب با دوست هايش آب و ماست و خيار
مي خورند و مي خندند، گاهي وقتا هم آب با چيپس و ماست موسير!

من خيلي سال گذشته را دوست دارم و اين بود انشاي من ...

موضوع انشاء : ۱۳ نوروز را چگونه در کردید ؟

امسال سال نو خیلی مبارک بود زیرا در امسال پدرم ما را به شمـــال برده است !
اين بهترين مسافرتی است که پدرم ما را آورده است چـــون قبل از اين هيـــچوقت
ما را به مسافرت نبرده بود ! در راه شمال به ما خيـــلی خوش گذشــــــت ! ما در
راه خيلی چپ کرديم ! پدرم ميگفت من میپيچم ولی نمیدانم چرا جــاده نمیپيچه!
خواهرم یک بار دستش را از پنجره ماشین بیرون آورد تا پوست تخمـه اش را بریزد
و یک ترانزیت از کنار ماشین ما رد شد و دست خواهرم از بازو کنده شـــــــــد و ما
خیلی خندیدیم ! ما برای ناهار به اکبر جوجه رفتیم ! البته من خود اکـــــــــبر آقا را
ندیدم ولـــــــــــی پدرم که او را دیده است میگوید خیلی جوجه اسـت ! من خیلی
نوشــــــــابه خوردم و پدرم یک گوشه نگه داشت تا من با خیال راحت بشاشـم به
طبیعت ! در جاده خیلی برف آمده بود و ما برف بازی کردیم ! مـــــن با گوله برف به
پس کــــله پدرم زدم و او عصبانی شد و دست من را لای در ماشین گذاشـت و در
ماشین را محکم بست !
ما به متل قو رفتیم و سر یک میز نشستیم و پدرم قیلـون و چایی ســـفارش داد .
پدرم خیلی قشنگ قیلون میکشد . پدرم حتی در متل قـو هم از رژیمش دست بر
نمیدارد و درِ گوشی به همان پسره که قیلون آورد چیزی مـیگوید و یــــــک پارچ آب
سفارش میدهد ! پدرم عادت دارد نوشابه را با آب قاطی میکند !
کنار ما چند تا جوان نشسته اند و آواز میخوانند :
میخوام برم زن بگیرم ! پولامو بدم ان بگیرم ! گوجه بدم رب بگیرم و ...
پدرم با این شعر خیلی حال میکند ولی مادرم عصبانی میـشود و با پارچ آب پدرم
به صورت من میکوبد ! ما ۱۳ را در همانجا در کردیم البته پـدرم خیلی بیشتر از ما
در کرد ولی به هر حال به ما خیلی خوش گذشت و من خیلی کتک خوردم ...

نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386 ساعت 1:23  توسط تارا خانومي  | 

<-BlogTitle->

<-BlogDescription->

 

 

javacity

کمیابترین کدهای جاوا

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












2khali