About Blog
Archive
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
Links
زيباترين عكس ها
اين بچه سوسول
تففففففففففففريحي
بيا تو الاف
وبلاگ حوريه ي عزيز -مهدي سلوكي
((($@بیا تو همه چیز هست@$)))
گوگولی مگولی جونم
سايه و رفقاي مترسكي گلم
نيلو جونم (ليمو بانو)
عاشقان شادمهر(وبلاگ ميلاد جونم)
آيدا جونم(مهديييييييييي جان )
بيا تو نترس (بلاگ سرسخت جونم )
سارا جونم ..(هر چي دلم بخواد)..
ghajarboys
عاشق ترين عاشقان
جوك باحال
.: قالب ساز:.
يار خوش
بهترين عكس ها ي شادمهري
زنان كليدي
زوم 7
دختر تنها
يك سپيدار
غم و شادي
بني آدم اعضاي يكديگرند
بهت
خاطرات يك عاشق خسته قبل از خودكشي
پونه
مد
گوگل
رضايا
دياكو
سوفيا خانوم (طنز و طنز بهترين طنز)
بازيگران ايراني
دختر پاييز
لحظه هاي زندگي
پسران شاد ايروني
انجمن فيزيكدانان جوان
ساناز و توت فرنگيش
سلطان قلبها
آسمان
بدو رپ
گروه بلوتوث باز مترو تهران
زيبايي براي همه
دختران ضد پسر
نوشته هاي سارا
جوجه حنايي
سپهر
خاطرات يك راننده ي كاميون !
عشق بي معني ((دوستاي عزيزم سارينا و ميديا ))
جنگ نداريم ((ضد پسر و دختر ))
واي...چه دختري !
سياوش خيرابي ((عشق خودمه !))
جنبه داشته باشيم (محسن طيب )
مسعود ده نمكي
Daily Links
Category
Template By
www.TakTemp.Com
عسل ح - نازنين
این عکسه که خیلی خوشکله رو از وبلاگ متین جون ورداشتم . امیدوارم ناراحت نباشه از دستم. هان متین جان ؟ دلخور که نیستی ؟
خداییش خیلی عکس نازیه. گذاشتم تا شمام حال کنین.
اگه خوشتون اومد نظر بدین.
ممنون.
میبووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووسمتون

بررسی ابعاد ادبی
"یه توپ دارم قلقلیه"

یه توپ دارم قلقلیه
سرخ و سفید و آبیه
میزنم زمین، هوا میره
نمیدونی تا کجا میره
من این توپو نداشتم
مشقامو خوب نوشتم
بابام بهم عیدی داد
یه توپ قلقلی داد
یه توپ دارم قلقلیه :
از آنجا که همهی توپها قلقلی هستند؛ این مصرع نشان حماقت شاعر است. یا بیانگر این موضوع است که شاعر توپهای مثلثی و مربعی و لوزی هم داشته ولی حالا فقط میخواهد در مورد آن توپش که قلقلی است، صحبت کند. در هر صورت میتوان این فرضیه را هم در نظر گرفت که شاعر میخواسته در لفافه و با استفاده از آرایههای ادبی نظیر تشبیه و استعاره، به گردی زمین که مرحوم گالیور (!) آن را به اثبات رساند، تاکید کند.
سرخ و سفید و آبیه:
این سه رنگ که نماد پرچم فرانسه است، نشان دهندهی فرانسوی بودن توپ مورد نظر است. حالا چرا فرانسه؟ خدا میداند!
میزنم زمین هوا میره/ نمیدونی تا کجا میره:
این مصراع گویای مکان سروده شدن شعر است. جایی بیرون از جو زمین. چون این مصراع بحث جاذبهی زمین را نقض میکند و در ادامه به لایتناهی بودن دنیا اشاره دارد که مسلماً به من و شما هیچ ربطی ندارد.
من این توپو نداشتم/ مشقامو خوب نوشتم:
فقر! نداشتن توپ و آتاری و پلی استیشن و ... باعث شده که شاعر از درد نداری و بدبختی بنشیند و درس بخواند و مشقهایش را خوب بنویسد. برای مثال اکثر فوتبالیستها که همیشه با توپ سر و کار دارند، وضعیت درسی مساعدی ندارند.
بابام بهم عیدی داد / یه توپ قلقلی داد:
این مصراع هیچ تفسیر خاصی ندارد! جز اینکه شاعر از آرایهی مبالغه استفاده کرده است.
خوشتون اومد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اينو داشته باشين حالا.
سبيل:
بعضي از مردان مانند هركول پوآرو با سيبيل خوش تيپ ميشوند. هيچ زني وجود ندارد كه با سبيل زيبا بنظر برسد.
اسامي مستعار:
اگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند، همديگر را گودزيلا، بادام زميني، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد.
نامه ي مامان گزنفر به گزنفر
گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند، آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.
وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان.
آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ،دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد
گضنفر جان،آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم.
پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800، 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا، چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه.
ببخشيد معطل شدي. جعفر جان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت.
ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي.
اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي.
راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!شرمنده.
همين ديگه .. خبر جديدي نيست.
قربانت .. مادرت.
راستي:گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم.
نظر ندين نامرديه
دوستون دارم همه تونو
باي عزيزان
یه سیلاااااهوووووووووووووووووووووووم گرررررررررررررررررررررم گررررررررررررررررررررم
به همه شما دوستای نازنیییییییییییییییینننننننننننننننننننممممممممممممممممممممممممم
دوستون میدارررررررررررمممممممممممممم
ببخشین اینقدر دیر اومدم........
ولی عوضش دست پرراومدم.................
اول یه گزارش خیلی خیلی توپ از کنترل نامحسوس !
کنترل نا محسوس
بله همونطور که مشاهده مي کنيد اون پژوي206 داره با سرعت سرسام آوري سرعت ميره
سرعت اون در حدود 120 کيلومتر در ساعته (حالا 80 تا هم نميره ها)
ما سرعت اون رو با وسيله ي مدرني که
در اختيار داريم ثبت ميکنيم
بعععععله همونطور که با يک دايره دقيقآ و به طور کامل
مشخص شد اون به
شکل وحشتناکي بدون زدن راهنما مسيرش رو عوض ميکنه
من ميدونستم که اين آدم خلافکاره
ممد برو دنبالش
اوه اوه اوه مي بينيد چه کار ميکنه؟ داره از سمت راست سبقت مي گيره
واااااي
خاک بر سرمون شد
چه راننده ي بي ملاحظه و بي تربيتي
الانم يک ماشين ديگه رو با چراغ زدن و بوق از
مسير خودش منحرف مي کنه
حتي من به نظرم رسيد که داره حرف رکيک هم بهش ميزنه
الان ديگه وقاهت رو به اوج خودش رسونده
برخلاف ديگر رانندگان شهرمان که اصلآ اين کار را نميکنند
اون داره از بين خطوط رانندگي مي کنه
پدرسگ حرومزاده
ممد برو تا يه حادثه اي به وجود نياورده متوقفش کن
خودروي پژوي سياه کمرنگ سريعا سمت راست متوقف شو
:بله جناب سروان
:شما چند مورد خلاف داشتي
با اين رانندگي شما موجب حادثه مي شيد
: بله جناب سروان شما درست مي فرماييد
زنم داره می زاد الانه که بچه بیاد بیرون
من عجله داشتم
شما خيلي بيجا کردي که عجله داشتي
هيچ مي دوني ممکن بود اصلا به مقصد
نرسي؟ احمق ؟
بله شما درست ميگي
حالا ايندفعه ما رو ببخش
من نوه عمه ي اصغر خاله هستم ها
رييس پاسگاه 301
هر خري ميخواي باش
ببين ايندفعه رو اعمال قانون ميشي
ماشينت هم مي خوابونيم تا ديگه
واسه من پر رو بازي در نياري
: نه آقاي دکتر...ببخشيد...نه جناب سروان جون مادرت
رحم کن. خدا امواتتو واست نگه داره(!!!)
بي خيال شو
هااااااااا بيا اينم يه قبض 75 هزار تومني نا قابل
مااااااااااااااااااا
جون مادرت بدبخت میشم که
ممدجون...همچين اعمال قانونش کردم که خودم کيف کردم
تا حالا اينجوري
اعمال قانون نکرده بودم
قانون داشت از گوشاش ميزد بيرون
پدرصلواتي
اينا نميدونن که ما به خاطر خودشون
اعمال قانون مي کنيم
ايول برنامه امشب هم در اومد
حالا بندري رو بروووووووو.....آ آ آ آه آ آ
ایییییینننننننننننننننننههههههههههههههههههههههههههههههه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حال کردین دوسسستان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
امیدوارم خوشتون اومده باشه.......................
این پایینیم خوندن داره
البته این مطلبو از وبلاگ آنتی بوی ها برداشتم و فقط برای خنده دار بودنش گذاشتم
امیدوارم به کسی برنخوره
بعد از کلی بحث و گیر و کوفت و زهره مار!!!!!!!
به این نتیجه رسیدیم که پسر چقدر مفیده!!!!!!!
فکر کنم چارلی چاپلین هم آخرین بار به یه همچین نتیجه ای رسیده بود!!!!!!!ولی مثه من عملیش نکرده بود!!!! ( بیچاره عمرش قد نداد!!!)
یعنی چی؟؟!!!
یعنی تصمیم گرفتیم از این به بعد به جا اینکه ضد پسر و طنزش کنیم بنویسیم!!!
درباره محاسنشون بینویسیم!!! هم طنز! هم با ضدش فرق نداره!!!!!
خوب این پست یه سوال داره : اگه پسر نبود ؟؟!!! ما به چی میخندیدیم؟؟!!!
داستان از اینجا شروع میشه که یه روزی !!
روزگاری!!!!!
غزالی از کوچه ای می گذشت(گذر می کرد!)
که ناگهان چند تا پارچه مشکی و بوی هلوا و صدا الله و اکبر و باقی مخلفات!! را با گوش و چشم و حلق و بینی !!! عمیقا حس کرد!!!!
این حس یه چیزیو می رسوند!!!
اینکه حتما یکی مرده!!!!!!!!
جلوتر رفت!!!!!
جلوتر !!!
جلو!!!
بازم جلوتر!!!
یکم دیگه !!!!
که یه دفعه!!!!
صدای انفجار یه عده از فرط خنده!!!!
ذهن غزال و دچار تناقض کرد!!!!!!!!
اجتماع!گریه! حجله!!!هلوا !!!انفجار! خنده!!!غزال !
پارادوکس داره!!!!!
خلاصه غزال قصه ی ما همینطوری با خودش درگیر بود که یه دفعه!!!چشش خورد به حجله و عکس مرحومه!!!!
یه دفعه کلهوم سوالای ذهنش جواب گرفتن!!!!!!!
و این دفعه غزال بود که از فرطه خنده منفجر شد!!!!!!!!!!
خوب داستان و همین جامی بندیمش!!!!!!
سوال:
غزال واسه چی خندید!!؟؟؟
آیا غزال بی فرهنگ است؟؟؟
یا غزال مشنگ است؟؟؟؟
الان موضوع غزال نیست !!!موضوع عکس مرحومس!!!!
متاسفانه غزال یادش رفت عکس بگیره ازش!!! فرداشم که رفت عکسشو برداشته بودن!!!!!!!شرمنده!!!
ولی خودش قول داده که چهره ی طرف و به کمک نثر تفسیر کنه!!!!!
عشوه ی شتری!!!!!! عکس از 3 رخ بود!!!! یه پسر چشم ابرو مشکی با موهای دمب اسبی!!! تا زیر کمر!!! یه پوز خنده مسخره!!!! اندکی جواهرجات!!!! از هر نوعش!!! یه دست زیره چونه!!! و...!!!!
خداییش!! تو هم بودی می ترکیدی!!!
این عکسه اصلا مناسب حجله نبود!!!!!! به جای اینکه موجب تاسف جمع شه باعث ....!!!! استغفر الله!!!!!
جدا این پسر عکس از این سنگین تر نداشت!!!!!؟؟
تازه جالب تر اینکه!!! می گفتن طرف چاقو خرده!!!! آخه بچه سوسول و چه به چاقو!!؟؟
فکر کنم دیگه جواب اون سوال اصلیه این پست و گرفتین!!!
حالا نتیجه های این پست!!
خب بعد از این دیگه قول میدم زود زود میام و می آپم. ممنون از نظرات قشنگتون.خدانگهدار................
به امید دیدارررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر